خواب يك ستاره
تصور بفرمایید (۳۶)
24.1.12
جناب بنده:« چهار ساعته از خوشی دارم با دُمم گردو می شکنم!»
مادر عزیز:« آفرین عزیزم! ولی لطفاً خیلی محکم نشکن، ممکنه دُمت درد بگیره!»
نظرات (0)
إرسال تعليق
منو اصلی
خانه
پست الكترونيك
آخرين مطالب
تصور بفرمایید (۳۵)
شبای جوونی
انارین
«ماه من»
تصور بفرمایید (۳۴)
بیست و سه شهریور
«حالیت نیست»
این درد لاعلاج
«یادم ترا فراموش»
بنویس
لیست دوستان
آقای همسر
پیشی ها
وبلاگ انگلیسی
بارانه خانم
امکانات
لینکها در صفحه جدید
تشکر
کليه حقوق محفوظ است